نقد بازی The Elder Scrolls IV: Oblivion
"دروازه هاي Oblivion در حال گشوده شدن است"
...من 87 سال پيش متولد شده ام و 65 سال است که امپراطور Tamriel هستم، ولي در تمام اين مدت هيچوقت حاکم رويا هاي خود نبوده ام...
شرکت توسعه دهنده بازي يعني Bethseda Softworks به طور کامل مي دانست که از بازي خود چه مي خواهد. از سال 1996 اين شرکت به دنبال يک ديد منحصر به فرد بود. ديدي که شرکت، سبک RPG را در آن مي ديد. يک چيز عظيم، دنيايي بي پايان با گيم پلي باز (منظور سيستم انتهاي باز در مورد داستان و طريقه ي به پايان رساندن مراحل و بازيست) و گنجايش بسيار زياد عالم بازي که گيمر ها را براي ماه ها سرگرم کند.
اولين کوشش ها براي دستيابي به اين هدف The Elder Scrolls II: Daggerfall بود. يک بازي با باگ ها و مسائل تکنيکي که بعضي ها را ناراحت، بقيه را خشمگين و عده ي زيادي را هم مجبور به کنار گذاشتن بازي کرد اما در اين بازي ذوق و خلاقيتي خوبي به کار رفته بود. کوشش بعدي که در سال 2002 صورت گرفت نسخه ديگري از بازي به نام Morrowind بود که البته پيشرفت خوبي داشت. اين بازي به صورت خطي بود و داخل شدن در آن راحت، اما فقط دنياي بازي بزرگ و ژرف بود. گرافيک پيشرفت کرده بود و گيم پلي بازي نيز بهتر شده بود. اما براي اين بازي هم با تمام موارد فوق همان مشکلات نسخه قبلي يعني بي مهري گيمر ها تا حدودي تکرار شد.
جهشي سريع به سال 2006... شرکت مذکور به تازگي بازي جديدي از سري The Elder Scrolls به نام Oblivion را روانه بازار کرده است. اين بازي بسيار عالي است. کمي خطي است و نسبتا راحت اما حتي از سري قبلي هم عميق تر و بزرگ تر است. اگر چه اين بازي بسيار عالي است اما باگ ها و مشکلات تکنيکي هنوز هم در آن به چشم مي خورد و اين موضوع ممکن است خيلي ها را تا حدودي برنجاند.
جستجوي آزادي درTamriel
Oblivion در مکاني در Tamriel اتفاق مي افتد. يک دنياي خيالي متشکل از مخلوطي از انسان هاي معمولي، Elf ها و Orc ها، در کنار موجودات غير معمول ديگر مانند نيمه شير ها و حتي نژادي سوسمار گونه به نام Argonian و ... که هر يک داراي خصوصيات متفاوتي مي باشند، ولي اين ها همه چيز نيست. در ابتداي بازي در مسير داستان بازي کمي از قابليت هاي بازي به شما آموزش داده مي شود و مي توانيد آنها را امتحان کنيد. به عنوان مثال مي توانيد موجودات را با شمشير، تبِرکمان و يا چند جادوي مختلف بکشيد، قفل ها را باز کنيد، با مخفيکاري پيش برويد، جيب بزنيد و تعدادي ديگر از امکانات بي نهايت Oblivion را امتحان کنيد. هنگامي که شما کمي در بازي پيش رفتيد، به شما اين امکان داده خواهد شد که انتخاب کنيد چه شخصيتي مي خواهيد داشته باشيد. در اين مرحله مقداري Class از پيش تعيين شده است که مي توانيد آنها را انتخاب کنيد، يا مي توانيد Class مورد نظر خود را بسازيد. همچنين شما بايد انتخاب کنيد که در چه ماهي به دنيا آمده ايد (که به صورت فلکي هاي مختلف مشخص مي شود). در هر ماهي که به دنيا آمده باشيد، نقاط قوت (و بعضا ضعف) خاص خود را خواهيد داشت. البته هنگام انتخاب اول زياد نگران نباشيد! تا وقتي که در تونل هاي زير زميني زندان در حال تمرين و آموزش هستيد مي توانيد در مورد اين مسائل بيشتر فکر کنيد، هنگامي که مي خواهيد براي بار اول وارد دنياي بازي شويد، به شما امکان داده خواهد شد که هر چيزي را مي خواهيد عوض کنيد. از ماه تولد گرفته تا تنطيماتClass و حتي نژاد و نام خود را. پس از آن شما وارد دنياي عظيم بازي خواهيد شد تا راه خود را در اين دنيا پيدا کنيد.
اصولا سري بازي هاي Elder Scrolls بدين گونه است که هر فرد چندين بار کاراکتر جديد مي سازد و مدتي با آن بازي مي کند. پس از چندين False Start فرد کاراکتر مورد علاقه خود را شناخته و مي تواند مستقيما آن را ساخته و بازي اصلي را با آن شروع کند.
اين بازي مانند بازي هاي پيش از آن با يک بازيکن که به جرمي در زندان است آغار مي شود. اگرچه شما زياد آنجا نمي مانيد چرا که شما در خواب پادشاه آمده ايد و ناجي شما کسي نيست جز امپراطور Tamriel (با صداپيشگي پاتريک استوارت)، کسي که از دست آدم کش هاي مرموز فرار کرده است و تنها راه از بين بردن دروازه هاي Oblivion را در شما جستجو کرده است. کمي جلوتر متوجه مي شويد که گروهي مرموز به نام Mythic Dawn که افراد پرستشگر Daedric Prince به نام Mehrunes Dagon هستند تمامي پسران پادشاه را کشته اند ولي در سوءقصد به جان پادشاه ناکام مانده اند. براي بازيکنان Morrowind نام Mehrunes Dagon آشنا است. مجسمه اي که در پاداش به انجام کاري براي وي به بازيکن يک خنجر جادويي اهدا مي کرد.
هدف اين گروه از کشتن پادشاه و پسران وي، متصل کردن بخش اهريمني دنيا يعني Oblivion به دنياي واقعي است تا از اين طريق بتوانند بر Tamriel حاکم شوند. در زمان هاي گذشته راه ورود از Oblivion به Tamriel توسط جادويي قوي بسته شده است. هر بار که امپراطور جديدي از سلسله Septim به سلطنت مي رسد وي با حضور در Golden Tower و همراه داشتن Amulet of Kings مرکز اين جادو يعني Dragonfires را روشن مي کند . با سوءقصد به جان امپراطور اين آتش ها خاموش شده و افراد گروه Mythic Dawn مي توانند درهايي به سوي Oblivion باز کنند که گيمر بعد ها در همه سرزمين Tamriel با آنها روبرو خواهد شد.
طبيعتا بعد از مرگ امپراطور اين وظيفه گيمر است تا راه حلي براي جلوگيري از تجاوز Oblivion پيدا کند. يا شايد هم نه!! يکي از مزايايي که اين سري بازي داراست آزادي غير قابل انکار آن براي گيمر ها است تا به آنچه که آرزو دارند عمل کنند. اين آزادي در Oblivion نيز وجود دارد. اگر گيمر بخواهد مي تواند از داستان اصلي دور شده و هرگز به آن باز نگردد. بنابراين آنها براي انجام بازي کاملا آزادند. به راستي يکي از جنبه هاي عالي بازي امکان قدم زدن و لذت بردن از دنياي بزرگ بازي و کشف تمام چيزهاي جديد طي هر جست و جو است.
بخشي از آزادي هاي بازي مربوط به توسعه شخصيت هاي بازي، کيمياگري (ترکيب آيتم ها) و سيستم جادوگري بازي است. توسعه شخصيت ها نسبت به عناوين نسخه قبلي چندان فرقي نکرده. بر عکس ساير سيستم هاي RPG سيستم ارتقا شخصيت گيمر به صورت دلخواه و امتيازي نيست. در عوض توانايي هاي گيمر در حين تمرين افزايش پيدا مي کند.
گيمر هر چه بيشتر از ضربات شمشيرش در بازي استفاده کند مهارت هاي او در جنگ به وسيله شمشير بيشتر مي شود. جادو هاي معمولي و جادوهاي ترکيبي نيز پيشرفت پيدا مي کنند وقتي که در بازي صورت هاي مختلفي از جادوهاي پيش ساخته، آيتم هاي جادويي و شربت هاي قدرتمند وجود دارد. سيستم دستي راحت براي ساخت آيتم ها و جادوهاي دلخواه به معني آزادي کامل گيمر در اين زمينه است. اين موضوع بدين معني است که توسعه ي شخصيت ها تا درجه زيادي مبتني بر چگونگي بازي گيمر در طي بازي است، نه تصميم گيري هاي شخصي او و ساخته هاي بدون اطلاع او در مراحل بازي. اين هميشه راحت نيست که شما مجبور باشيد يک شخصيت با توانايي مشخص را در ابتداي بازي انتخاب کنيد و بعد توانايي هاي او را بالا ببريد بلکه شما مي توانيد در اين بازي فقط با تمرين يک جنگجو را کاملا تغيير داده و او را به يک دانشمند تبديل کنيد و اين عـــــــــــــــــــالي است.
در مورد افزايش مهارت ها نيز نسبت به بازي قبلي تفاوت هاي چندي را شاهد هستيم . در اين بازي هر مهارت داراي پنج سطح است که بر اساس قدرت شخص در هر يک از آنها قابليت ها و ويژگي هاي خاصي به وي داده مي شود . اين سطوح به ترتيب عبارتند از:
Novice(0-25) - Apprentice(25-50)- Journeyman(50-75) - Expert(75-100) - Master(100)
به عنوان مثال شخصي که در قابليت Sneak داراي درجه Apprentice باشد در هنگامي که در حال Sneak و بدون ديده شدن اقدام به حمله کند 3X Damage مي زند.
نکته ديگر در Oblivion اين است که بر خلاف Morrowind ديگر طلا به اندازه زياد در دست شما نيست. در آن بازي پس از مدتي از شروع بازي گيمر پول زيادي به دست مي آورد و مي توانست تا هر چه که بخواهد خريداري کند . همچنين مي توانست تا آنجا که مي تواند از Trainer ها استفاده کند و قابليت هاي خود را افزايش دهد. در اين نسخه از بازي در هر درجه تنها مي توان پنج بار از Trainer ها استفاده کرد. در بازي چهار Guild وجود دارد که مي توانيد در آنها عضو شويد که هر کدام از آنها داستان خاص خود را دنبال مي کنند. شما با پيشرفت در اين گروه ها مي توانيد به مقام رياست يا استاد اعظمي آن گروه برسيد! اگر شما در دزدي، جادو، مبارزه يا جنايت! مهارت داريد، در اين بازي گروهي صرفا براي شما وجود خواهد داشت، البته براي عضويت در اين گروه ها بايد مهارت خود را به نمايش بگذاريد. به عنوان مثال اولين ماموريت براي عضو شدن در گروه دزدان اين است که بايد يک شي را دزديده و نزد کسي ببريد. نقطه جالب توجه اين است که دو نفر ديگر در اين مرحله با شما رقابت مي کنند، ولي نگران نباشيد اگر يکي از آنها زودتر از شما شي مورد نظر را يافت، شما مي توانيد شي را از او نيز بدزديد! همچنين شما مي توانيد در Arena شرکت کنيد، جايي مانند رزمگاه گلادياتور ها. شما مي توانيد روي جنگجو ها شرط بندي کنيد و يا وارد مسابقات شده، روي جان خودتان شرط بندي کنيد!
همچنين به نظر مي رسد تمام آنهايي که در Tamriel حضور دارند، روزي به کمک نياز خواهند داشت حتي خود شما. شما مي توانيد با تمام موجودات عاقل (به جز راهزنها) صحبت کرده، با آنها دوست شويد تا آنها با شما درد دل کنند و يا مي توانيد از آنها کمک بخواهيد و اگر آنها از شما کمک خواستند به هر صورتي که مايليد به آنها جواب بدهيد.
در دنياي بازي Oblivion همه نوع خرابه، غار، پايگاه، مخفيگاه و ساختمان مجلل يافت مي شود، بعضا مکان هايي يافت مي شوند که داستان و سرگذشت خاص خود را دارند، و بعضا در آنها گنجينه هايي نيز هست که از آن ها به شدت مراقبت مي شود.
يکي از قابليتهاي جالب در بازي صبر کردن است. شما مي توانيد هر ساعت را در يک ثانيه طي کنيد! براي صبر کردن، هم مي توانيد ايستاده صبر کنيد هم مي توانيد بخوابيد. البته خوابيدن مزاياي بيشتري دارد زيرا باعث مي شود انرژي و سلامتي از دست رفته شما باز گردد. البته اگر تحت تعقيب باشيد يا خطري در کمين شما باشد، نمي توانيد صبر کنيد يا مسافرت سريع انجام دهيد. همچنين براي خوابيدن حتما بايد رختخوابي مهيا باشد!! البته اگر دزدکي وارد خانه ي مردم بشويد نمي توانيد بخوابيد! همچنين اگر دستگير شويد و به زندان فرستاده شويد با يک کليک مي توانيد از زندان بيرون بياييد. مي توانيد تمام طول حبس خود را بخوابيد!
يکي از نقاط قوت بازي هوش مصنوعي شخصيت هاست. به عنوان مثال اگر با زندانبان يک شهر طرح دوستي بريزيد و سپس به زندان برويد دوست شما حامي خوبي برايتان خواهد بود. اگر با هم سلولي خود دعوا کنيد (حتي اگر مقصر شما باشيد) زندانبان به سرعت وارد عمل شده و حساب طرف مقابل را تصفيه مي کنند. پس بياد داشته باشيد: يکي از عوامل موفقيت در Oblivion شخصيت و محبوبيت شما نزد مردم است.
براي دارندگان سيستم هاي PC بسته مکملي پس از انتشار بازي به منظور دانلود قرار داده مي شود. اين يک بسته مکمل قوي است که گيمر ها بوسيله آن مي توانند ظاهر بازي را تغيير دهند. دنياي بازي را بهتر کنند و حتي مراحل شخصي خود را بوجود بياورند. البته بدون اين بسته مکمل هم به طور حتم لذت کافي را از بازي خواهيد برد.
دنياي واقعي Tamriel
يکي از جنبه هاي جالب توجه بازي احساس واقعي بودن دنياي آن است. شلوغي بسيار جالب ابتداي بازي در هنگام فرار از زندان منظره بسيار زيبايي را بوجود آورده و درک گيمر از هر چيزي که مي تواند ببيند را واقعي مي کند.
دنياي Tamriel واقعا عظيم است و حتي يک سانت هم خالي از کارها و چيز هاي جالب نمي بينيد. مراحل Oblivion مانند ساير بازي هاي خطي سبک RPG بزرگ، دوست داشتني و زيبا هستند. صرفا شما با انجام دادن بخش ها و مراحل اصلي موجود در بازي 90% از کل بازي را از دست مي دهيد که البته همين 10% هم بيش از 40 ساعت از وقت شما را خواهد گرفت. اين اغراق نيست و بازي کردن Oblivion به طور کامل ماه ها شما را سرگرم خواهد کرد و نه فقط چندين روز.
اگرچه عظمت محيط بازي در سايه ي طراحي عالي محيط، ماموريت ها، و گيم پلي مناسب اصلا آزار دهنده نيست اما کمک دهنده هاي مسافرت سريع هم براي گيمر فراهم شده و اين به گيمر ها اجازه مي دهد به وسيله نقشه به سرعت به نقاط قبلي که رفته اند برگردند. که اين يکي از مشکلات موجود در Morrowind را برطرف کرده بود. براي مقايسه اين دو بازي مي توان به چگونگي مسافرت در دو بازي معروف World of Warcraft و Guild Wars اشاره کرد که در اولي مي توان از تعداد محدودي teleporter استفاده کرد ولي در دومي مي توان از هر نقطه به هر شهري که قبلا به آن وارد شده بوديد سفر کرد. همچنين جهت يابي در بازي وجود دارد که گيمر را براي جابجاي در محيط بازي بسيار کمک مي کند. به هر حال اين ابزار جهت يابي به زيبايي با محيط بازي همراه شده اند.
از زيبايي هاي Tamriel اين است که هيچ کدام از ماموريت هاي آن غير طبيعي نيستند، همه ي آنها از يک سياست سرچشمه مي گيرند، کيفيت روابط موجود در بازي. کارهايي که انجام مي دهيد با يکديگر رابطه دارند و بر روي همه چيز تاثير مي گذارد.
ماموريت هاي جانبي و حتي موقعيت هاي اتفاقي همه و همه با يک داستان اصلي در رابطه هستند. مثال مورد علاقه ي من يک اتفاق است که طي آن من يک مجسمه پيدا کردم که آن را برداشتم و فروختم و با کسي صحبت کردم که 11 عدد از اين مجسمه هاي کم ياب را از من مي خواست. او نظري در مورد مکان مخفي شدن مجسمه ها نداشت، فقط آنها جايي در دنياي بازي بودند...همين!!!...اين يک ماموريت خيلي بزرگ بود که طي آن بخش بزرگي از دنياي بازي بايد زير و رو مي شد و تازه وقتي من اين ماموريت را به پايان رساندم شخص ديگري در شهر امپراطوري از من خواست تا آنها را برايش بدزدم!!!
اين نوع از ماموريت هاي مرتبط به هم در همه جاي بازي وجود داشت. بعضي وقتها گيمر ها شايعاتي در مورد دزدي در شهرها مي شنوند و مواقع ديگر که از باران به داخل يک خانه اشرافي پناه مي برند ناگهان متوجه مي شوند که صاحب خانه به طور مرموزي ناپديد شده (که به هر حال اين کار را شما در زمان و مکاني ديگر انجام داده ايد)
شخصيت هايي که در ماموريت هاي مختلف وجود دارند کاملا مطابق شخصيت و موقعيتشان در دنياي بازي هستند. وقتي که گيمر ها ماموريت ها را به پايان مي رسانند، روي دنياي بازي هم تاثير مي گذراند. وقتي که يک مغازه دار مي ميرد مغازه ي او تعطيل مي شود. شهر ها با هم مي جنگند و خط ماموريت ها به خاطر اقدامات گيمر تغيير مي کنند.
در آغاز بازي بزرگي آن به شما احساس بازي، بازي هاي هميشه آنلاين را القا ميکند و گيمر مي تواند رشد کند و دنياي بازي را واقعا تغيير دهد. در واقع دامنه ي اختيارات شما هيچ وقت تمام نمي شود. بنابراين شما اگر مي خواهيد جستجو کنيد و چيزهاي جديد کشف کنيد، بازي اي که از آن صحبت مي شود بهترين انتخاب شماست.
تکنولوژي Tamriel
يکي از جذابيت هاي مهم بازي تکنولوژي به کار رفته در ساخت آن است.
گرافيک بسيار زيبا و صداي بسيار عالي ارزش بازي Oblivion را دو چندان کرده. شما مي توانيد به وارث امپراطوري کمک کنيد يا اينکه با انگيزه هاي شخصي خود پيش روي کنيد. شما در اين بازي واقعا نقش آفريني مي کنيد چيزي که خيلي از بازي هاي RPG اخير از آن غافل شده اند. اين بازي برعکس تمام بازي هاي MMORPG است که کاراکتر ها مثل علف در آنها سبز مي شوند و گيمر هاي ديگر آنها را ساخته اند و بازي را از آن انباشته کرده اند يا مثلا بازي هاي خطي ژاپني که در آنها شما بيشتر ناظر هستيد تا عامل.
گرافيک بازي از نظر تکنيکي و طراحي متحير کننده است. نورهاي پويا و کوه هاي طبيعي به راحتي دنياي آن را به دنياي بسيار زيبا تبديل کرده است و حتي در چيز هاي ديگر هم اين قدرت فوق العاده گرافيکي به چشم مي خورد. درخشش طلايي و گيج کننده ي خورشيد در هنگام غروب و ترسي که از راه رفتن آهسته در محل زندگي موجودات مخوف به گيمر دست مي دهد، رقص سايه ها در نور لرزان مشعل و ... همه و همه گواه قدرت گرافيکي اين بازي است.
متاسفانه، همه ي اين تکنولوژي پيش رفته احتياج به سيستم قدرتمندي دارد. به سيستم هاي ضعيف اصـــــــلا فکر نکنيد. اين سيستم ها ممکن است که بازي را اجرا کنند اما نمي توانيد آنرا به راحتي بازي کنيدو از بازي لذت ببريد. حتي به عنوان مثال با سيستم نسبتا قوي (AMD Athlon 3200+, 1GB Ram, Geforce 6800) هم من براي اينکه به فريم ريت خوبي برسم مجبور شدم رزولوشن را پايين بياورم و تعدادي از جلوه هاي گرافيکي را خاموش کنم.
خب از بحث گرافيک خارج مي شويم و به هوش مصنوعي مي پردازيم. شخصيت هاي بازي بر اساس زندگي متداول ما و نيازهاي اوليه کارهاي خود را انجام مي دهند و با ملاحظه ي اين وضعيت شما احساس بهتري از زنده بودن را در بازي تجربه مي کنيد.
اگر چه هوش مصنوعي بازي به باور پذيرتر شدن آن کمک شاياني مي کند اما هميشه اين وجه از بازي خوب به نظر نمي رسد. براي مثال شما مي توانيد به خانه ي ديگران وارد شويد و براي گفت و گو آنها را بيدار کنيد و البته وقتي آنها بيدار مي شوند طوري رفتار مي کنند که انگار هيچ اتفاقي نيفتاده. يکبار من مقدار خيلي زيادي غذا از خانه ي يک نفر دزديدم و ديدم که آنها براي پيدا کردن غذا به تکاپو و تقلي افتاده اند! وضعيت زنده بازي، من را براي محافظت دنياي آنها از Oblivion بيشتر تحريک کرد. البته بعضي وقتها هم شخصيت هاي بازي نسبت به رفتار ما به بن بست بر مي خورند و آن طور که بايد برخورد مناسبو طبيعي صورت نمي گيرد. نگهبانان ناگهان ظاهر مي شوند بدون اينکه کسي آنها را خبر کرده باشد، شايد البته موضوع از آنجا آب بخورد که يکي از آنها شما را هنگام باز کردن قفل در ديده است. هر چند شخصيت هاي بازي دوست داشتني هستند اما آنها براي حفظ جان خود تلاش چنداني نمي کنند.
مسئله ديگر اين است که در تمام اين دنياي به اصطلاح زنده شما حتي يک دستشويي هم نمي توانيد پيدا کنيد!
در Oblivion محيط اغلب آنطور که شما از کار خود انتظار داريد عکس العمل نشان مي دهد. اگر شما احساس خوبي نداشته باشيد شخصيت هاي بازي از وضعيت بيماري شما سوال مي کنند و يا شخصيت هاي بازي شما مانند يک قهرمان با شما برخورد مي کنند اگر فقط يک بار آنها را از خطر دروازه هاي Oblivion و نابودي دنيا نجات داده باشيد. در بعضي موقعيت ها شخصيت ها از شما و شمشيرتان مي ترسند و يا اگر از آنها دزدي کنيد آنها نگهبانان را براي دستگيري شما فرا مي خوانند. نکته ديگر اينکه واقع گرايانه بودن و باور پذير بودن هميشه جالب نخواهند بود. شما آزاديد که هر کاري را انجام دهيد اما آيا تا به حال سعي کرده ايد در منطقه ي حفاظتي يکي از نگهبان ها وقتي مستقيم دارد به شما نگاه مي کند جيب او را بزنيد؟
البته نظر به اينکه همه ي اين مشکلات در اين بازي وجود دارد اما به طور شگفت آوري شما نمي توانيد مشکلات بيشتري در بازي پيدا کنيد.
کنترل بازي هم بيشتر به نظر مي آيد که براي XBOX360 طراحي شده تا براي سيستم هاي PC و واقعا چرا تنظيمات کنترل به آن راحتي و خوبي که بايد طراحي نشده؟ يا مثلا چرا من نمي توانم هر کليدي را که مي خواهم براي اينونتوري خود قرار دهم؟ يا مثلا چرا نقشه را نمي توانم به صورت تمام صفحه در آورم؟
در بعضي مواقع هم باگ هايي در بازي رخ مي دهد و ذکر اين نکته هم لازم است که بازي با کارت هاي گرافيکي سري FX مشکل دارد، يا در بعضي مواقع کرش مي کند و به محيط Desktop بر ميگردد. در مورد انيميشن ها هم ترجيحا صحبت نمي کنم و کشف بقيه مشکلات را به عهده شما ميگذارم... موارد موجود در Oblivion از تمام بازي هاي RPG قبلي بهتر است و ساخت بازي به بهترين وجه صورت گرفته است کيفيت داستان و عکس العمل هاي شخصيت ها.
از مبارزات نفس گير تا پيدا کردن جزييات ريز در بازي. باز کردن قفل ها، سيستم کيمياگري و عاقبت ساخت جادوهاي شخصي و آموزش تمام رنگي بازي با فايل PDF، تمام کتاب هاي بازي را شما مي توانيد بخوانيد و در نهايت همه ي اين چيز ها با هم آميخته شده اند تا Oblivion را براي مدت هاي مديد به يکي از بهترين و ماندني ترين و طولاني ترين بازي ها تبديل کند.
البته نداشتن بخش مولتي پلير براي بازي اي به اين بزرگي کمي ناراحت کننده است.
و در نهايت عظمت Oblivion
با تمام نظرات فوق براي من خيلي سخت است که خودم را در مقابل Oblivion کنترل کنم و واقعا سخت است که بازي RPG را در حد و اندازه Oblivion بتوانيم پيدا کنيم.
خالقان Bethesda دنياي بي نظير و بسيار زيبايي را خلق کرده اند و دنيايي باورنکردني را براي لذت بردن از اوقات بيکاري براي شما فراهم کرده اند پس مطمئن باشيد که بعد از خريد بازي مدت ها احتياجي به بازي هاي ديگر نداريد
...من 87 سال پيش متولد شده ام و 65 سال است که امپراطور Tamriel هستم، ولي در تمام اين مدت هيچوقت حاکم رويا هاي خود نبوده ام...
شرکت توسعه دهنده بازي يعني Bethseda Softworks به طور کامل مي دانست که از بازي خود چه مي خواهد. از سال 1996 اين شرکت به دنبال يک ديد منحصر به فرد بود. ديدي که شرکت، سبک RPG را در آن مي ديد. يک چيز عظيم، دنيايي بي پايان با گيم پلي باز (منظور سيستم انتهاي باز در مورد داستان و طريقه ي به پايان رساندن مراحل و بازيست) و گنجايش بسيار زياد عالم بازي که گيمر ها را براي ماه ها سرگرم کند.
اولين کوشش ها براي دستيابي به اين هدف The Elder Scrolls II: Daggerfall بود. يک بازي با باگ ها و مسائل تکنيکي که بعضي ها را ناراحت، بقيه را خشمگين و عده ي زيادي را هم مجبور به کنار گذاشتن بازي کرد اما در اين بازي ذوق و خلاقيتي خوبي به کار رفته بود. کوشش بعدي که در سال 2002 صورت گرفت نسخه ديگري از بازي به نام Morrowind بود که البته پيشرفت خوبي داشت. اين بازي به صورت خطي بود و داخل شدن در آن راحت، اما فقط دنياي بازي بزرگ و ژرف بود. گرافيک پيشرفت کرده بود و گيم پلي بازي نيز بهتر شده بود. اما براي اين بازي هم با تمام موارد فوق همان مشکلات نسخه قبلي يعني بي مهري گيمر ها تا حدودي تکرار شد.
جهشي سريع به سال 2006... شرکت مذکور به تازگي بازي جديدي از سري The Elder Scrolls به نام Oblivion را روانه بازار کرده است. اين بازي بسيار عالي است. کمي خطي است و نسبتا راحت اما حتي از سري قبلي هم عميق تر و بزرگ تر است. اگر چه اين بازي بسيار عالي است اما باگ ها و مشکلات تکنيکي هنوز هم در آن به چشم مي خورد و اين موضوع ممکن است خيلي ها را تا حدودي برنجاند.
جستجوي آزادي درTamriel
Oblivion در مکاني در Tamriel اتفاق مي افتد. يک دنياي خيالي متشکل از مخلوطي از انسان هاي معمولي، Elf ها و Orc ها، در کنار موجودات غير معمول ديگر مانند نيمه شير ها و حتي نژادي سوسمار گونه به نام Argonian و ... که هر يک داراي خصوصيات متفاوتي مي باشند، ولي اين ها همه چيز نيست. در ابتداي بازي در مسير داستان بازي کمي از قابليت هاي بازي به شما آموزش داده مي شود و مي توانيد آنها را امتحان کنيد. به عنوان مثال مي توانيد موجودات را با شمشير، تبِرکمان و يا چند جادوي مختلف بکشيد، قفل ها را باز کنيد، با مخفيکاري پيش برويد، جيب بزنيد و تعدادي ديگر از امکانات بي نهايت Oblivion را امتحان کنيد. هنگامي که شما کمي در بازي پيش رفتيد، به شما اين امکان داده خواهد شد که انتخاب کنيد چه شخصيتي مي خواهيد داشته باشيد. در اين مرحله مقداري Class از پيش تعيين شده است که مي توانيد آنها را انتخاب کنيد، يا مي توانيد Class مورد نظر خود را بسازيد. همچنين شما بايد انتخاب کنيد که در چه ماهي به دنيا آمده ايد (که به صورت فلکي هاي مختلف مشخص مي شود). در هر ماهي که به دنيا آمده باشيد، نقاط قوت (و بعضا ضعف) خاص خود را خواهيد داشت. البته هنگام انتخاب اول زياد نگران نباشيد! تا وقتي که در تونل هاي زير زميني زندان در حال تمرين و آموزش هستيد مي توانيد در مورد اين مسائل بيشتر فکر کنيد، هنگامي که مي خواهيد براي بار اول وارد دنياي بازي شويد، به شما امکان داده خواهد شد که هر چيزي را مي خواهيد عوض کنيد. از ماه تولد گرفته تا تنطيماتClass و حتي نژاد و نام خود را. پس از آن شما وارد دنياي عظيم بازي خواهيد شد تا راه خود را در اين دنيا پيدا کنيد.
اصولا سري بازي هاي Elder Scrolls بدين گونه است که هر فرد چندين بار کاراکتر جديد مي سازد و مدتي با آن بازي مي کند. پس از چندين False Start فرد کاراکتر مورد علاقه خود را شناخته و مي تواند مستقيما آن را ساخته و بازي اصلي را با آن شروع کند.
اين بازي مانند بازي هاي پيش از آن با يک بازيکن که به جرمي در زندان است آغار مي شود. اگرچه شما زياد آنجا نمي مانيد چرا که شما در خواب پادشاه آمده ايد و ناجي شما کسي نيست جز امپراطور Tamriel (با صداپيشگي پاتريک استوارت)، کسي که از دست آدم کش هاي مرموز فرار کرده است و تنها راه از بين بردن دروازه هاي Oblivion را در شما جستجو کرده است. کمي جلوتر متوجه مي شويد که گروهي مرموز به نام Mythic Dawn که افراد پرستشگر Daedric Prince به نام Mehrunes Dagon هستند تمامي پسران پادشاه را کشته اند ولي در سوءقصد به جان پادشاه ناکام مانده اند. براي بازيکنان Morrowind نام Mehrunes Dagon آشنا است. مجسمه اي که در پاداش به انجام کاري براي وي به بازيکن يک خنجر جادويي اهدا مي کرد.
هدف اين گروه از کشتن پادشاه و پسران وي، متصل کردن بخش اهريمني دنيا يعني Oblivion به دنياي واقعي است تا از اين طريق بتوانند بر Tamriel حاکم شوند. در زمان هاي گذشته راه ورود از Oblivion به Tamriel توسط جادويي قوي بسته شده است. هر بار که امپراطور جديدي از سلسله Septim به سلطنت مي رسد وي با حضور در Golden Tower و همراه داشتن Amulet of Kings مرکز اين جادو يعني Dragonfires را روشن مي کند . با سوءقصد به جان امپراطور اين آتش ها خاموش شده و افراد گروه Mythic Dawn مي توانند درهايي به سوي Oblivion باز کنند که گيمر بعد ها در همه سرزمين Tamriel با آنها روبرو خواهد شد.
طبيعتا بعد از مرگ امپراطور اين وظيفه گيمر است تا راه حلي براي جلوگيري از تجاوز Oblivion پيدا کند. يا شايد هم نه!! يکي از مزايايي که اين سري بازي داراست آزادي غير قابل انکار آن براي گيمر ها است تا به آنچه که آرزو دارند عمل کنند. اين آزادي در Oblivion نيز وجود دارد. اگر گيمر بخواهد مي تواند از داستان اصلي دور شده و هرگز به آن باز نگردد. بنابراين آنها براي انجام بازي کاملا آزادند. به راستي يکي از جنبه هاي عالي بازي امکان قدم زدن و لذت بردن از دنياي بزرگ بازي و کشف تمام چيزهاي جديد طي هر جست و جو است.
بخشي از آزادي هاي بازي مربوط به توسعه شخصيت هاي بازي، کيمياگري (ترکيب آيتم ها) و سيستم جادوگري بازي است. توسعه شخصيت ها نسبت به عناوين نسخه قبلي چندان فرقي نکرده. بر عکس ساير سيستم هاي RPG سيستم ارتقا شخصيت گيمر به صورت دلخواه و امتيازي نيست. در عوض توانايي هاي گيمر در حين تمرين افزايش پيدا مي کند.
گيمر هر چه بيشتر از ضربات شمشيرش در بازي استفاده کند مهارت هاي او در جنگ به وسيله شمشير بيشتر مي شود. جادو هاي معمولي و جادوهاي ترکيبي نيز پيشرفت پيدا مي کنند وقتي که در بازي صورت هاي مختلفي از جادوهاي پيش ساخته، آيتم هاي جادويي و شربت هاي قدرتمند وجود دارد. سيستم دستي راحت براي ساخت آيتم ها و جادوهاي دلخواه به معني آزادي کامل گيمر در اين زمينه است. اين موضوع بدين معني است که توسعه ي شخصيت ها تا درجه زيادي مبتني بر چگونگي بازي گيمر در طي بازي است، نه تصميم گيري هاي شخصي او و ساخته هاي بدون اطلاع او در مراحل بازي. اين هميشه راحت نيست که شما مجبور باشيد يک شخصيت با توانايي مشخص را در ابتداي بازي انتخاب کنيد و بعد توانايي هاي او را بالا ببريد بلکه شما مي توانيد در اين بازي فقط با تمرين يک جنگجو را کاملا تغيير داده و او را به يک دانشمند تبديل کنيد و اين عـــــــــــــــــــالي است.
در مورد افزايش مهارت ها نيز نسبت به بازي قبلي تفاوت هاي چندي را شاهد هستيم . در اين بازي هر مهارت داراي پنج سطح است که بر اساس قدرت شخص در هر يک از آنها قابليت ها و ويژگي هاي خاصي به وي داده مي شود . اين سطوح به ترتيب عبارتند از:
Novice(0-25) - Apprentice(25-50)- Journeyman(50-75) - Expert(75-100) - Master(100)
به عنوان مثال شخصي که در قابليت Sneak داراي درجه Apprentice باشد در هنگامي که در حال Sneak و بدون ديده شدن اقدام به حمله کند 3X Damage مي زند.
نکته ديگر در Oblivion اين است که بر خلاف Morrowind ديگر طلا به اندازه زياد در دست شما نيست. در آن بازي پس از مدتي از شروع بازي گيمر پول زيادي به دست مي آورد و مي توانست تا هر چه که بخواهد خريداري کند . همچنين مي توانست تا آنجا که مي تواند از Trainer ها استفاده کند و قابليت هاي خود را افزايش دهد. در اين نسخه از بازي در هر درجه تنها مي توان پنج بار از Trainer ها استفاده کرد. در بازي چهار Guild وجود دارد که مي توانيد در آنها عضو شويد که هر کدام از آنها داستان خاص خود را دنبال مي کنند. شما با پيشرفت در اين گروه ها مي توانيد به مقام رياست يا استاد اعظمي آن گروه برسيد! اگر شما در دزدي، جادو، مبارزه يا جنايت! مهارت داريد، در اين بازي گروهي صرفا براي شما وجود خواهد داشت، البته براي عضويت در اين گروه ها بايد مهارت خود را به نمايش بگذاريد. به عنوان مثال اولين ماموريت براي عضو شدن در گروه دزدان اين است که بايد يک شي را دزديده و نزد کسي ببريد. نقطه جالب توجه اين است که دو نفر ديگر در اين مرحله با شما رقابت مي کنند، ولي نگران نباشيد اگر يکي از آنها زودتر از شما شي مورد نظر را يافت، شما مي توانيد شي را از او نيز بدزديد! همچنين شما مي توانيد در Arena شرکت کنيد، جايي مانند رزمگاه گلادياتور ها. شما مي توانيد روي جنگجو ها شرط بندي کنيد و يا وارد مسابقات شده، روي جان خودتان شرط بندي کنيد!
همچنين به نظر مي رسد تمام آنهايي که در Tamriel حضور دارند، روزي به کمک نياز خواهند داشت حتي خود شما. شما مي توانيد با تمام موجودات عاقل (به جز راهزنها) صحبت کرده، با آنها دوست شويد تا آنها با شما درد دل کنند و يا مي توانيد از آنها کمک بخواهيد و اگر آنها از شما کمک خواستند به هر صورتي که مايليد به آنها جواب بدهيد.
در دنياي بازي Oblivion همه نوع خرابه، غار، پايگاه، مخفيگاه و ساختمان مجلل يافت مي شود، بعضا مکان هايي يافت مي شوند که داستان و سرگذشت خاص خود را دارند، و بعضا در آنها گنجينه هايي نيز هست که از آن ها به شدت مراقبت مي شود.
يکي از قابليتهاي جالب در بازي صبر کردن است. شما مي توانيد هر ساعت را در يک ثانيه طي کنيد! براي صبر کردن، هم مي توانيد ايستاده صبر کنيد هم مي توانيد بخوابيد. البته خوابيدن مزاياي بيشتري دارد زيرا باعث مي شود انرژي و سلامتي از دست رفته شما باز گردد. البته اگر تحت تعقيب باشيد يا خطري در کمين شما باشد، نمي توانيد صبر کنيد يا مسافرت سريع انجام دهيد. همچنين براي خوابيدن حتما بايد رختخوابي مهيا باشد!! البته اگر دزدکي وارد خانه ي مردم بشويد نمي توانيد بخوابيد! همچنين اگر دستگير شويد و به زندان فرستاده شويد با يک کليک مي توانيد از زندان بيرون بياييد. مي توانيد تمام طول حبس خود را بخوابيد!
يکي از نقاط قوت بازي هوش مصنوعي شخصيت هاست. به عنوان مثال اگر با زندانبان يک شهر طرح دوستي بريزيد و سپس به زندان برويد دوست شما حامي خوبي برايتان خواهد بود. اگر با هم سلولي خود دعوا کنيد (حتي اگر مقصر شما باشيد) زندانبان به سرعت وارد عمل شده و حساب طرف مقابل را تصفيه مي کنند. پس بياد داشته باشيد: يکي از عوامل موفقيت در Oblivion شخصيت و محبوبيت شما نزد مردم است.
براي دارندگان سيستم هاي PC بسته مکملي پس از انتشار بازي به منظور دانلود قرار داده مي شود. اين يک بسته مکمل قوي است که گيمر ها بوسيله آن مي توانند ظاهر بازي را تغيير دهند. دنياي بازي را بهتر کنند و حتي مراحل شخصي خود را بوجود بياورند. البته بدون اين بسته مکمل هم به طور حتم لذت کافي را از بازي خواهيد برد.
دنياي واقعي Tamriel
يکي از جنبه هاي جالب توجه بازي احساس واقعي بودن دنياي آن است. شلوغي بسيار جالب ابتداي بازي در هنگام فرار از زندان منظره بسيار زيبايي را بوجود آورده و درک گيمر از هر چيزي که مي تواند ببيند را واقعي مي کند.
دنياي Tamriel واقعا عظيم است و حتي يک سانت هم خالي از کارها و چيز هاي جالب نمي بينيد. مراحل Oblivion مانند ساير بازي هاي خطي سبک RPG بزرگ، دوست داشتني و زيبا هستند. صرفا شما با انجام دادن بخش ها و مراحل اصلي موجود در بازي 90% از کل بازي را از دست مي دهيد که البته همين 10% هم بيش از 40 ساعت از وقت شما را خواهد گرفت. اين اغراق نيست و بازي کردن Oblivion به طور کامل ماه ها شما را سرگرم خواهد کرد و نه فقط چندين روز.
اگرچه عظمت محيط بازي در سايه ي طراحي عالي محيط، ماموريت ها، و گيم پلي مناسب اصلا آزار دهنده نيست اما کمک دهنده هاي مسافرت سريع هم براي گيمر فراهم شده و اين به گيمر ها اجازه مي دهد به وسيله نقشه به سرعت به نقاط قبلي که رفته اند برگردند. که اين يکي از مشکلات موجود در Morrowind را برطرف کرده بود. براي مقايسه اين دو بازي مي توان به چگونگي مسافرت در دو بازي معروف World of Warcraft و Guild Wars اشاره کرد که در اولي مي توان از تعداد محدودي teleporter استفاده کرد ولي در دومي مي توان از هر نقطه به هر شهري که قبلا به آن وارد شده بوديد سفر کرد. همچنين جهت يابي در بازي وجود دارد که گيمر را براي جابجاي در محيط بازي بسيار کمک مي کند. به هر حال اين ابزار جهت يابي به زيبايي با محيط بازي همراه شده اند.
از زيبايي هاي Tamriel اين است که هيچ کدام از ماموريت هاي آن غير طبيعي نيستند، همه ي آنها از يک سياست سرچشمه مي گيرند، کيفيت روابط موجود در بازي. کارهايي که انجام مي دهيد با يکديگر رابطه دارند و بر روي همه چيز تاثير مي گذارد.
ماموريت هاي جانبي و حتي موقعيت هاي اتفاقي همه و همه با يک داستان اصلي در رابطه هستند. مثال مورد علاقه ي من يک اتفاق است که طي آن من يک مجسمه پيدا کردم که آن را برداشتم و فروختم و با کسي صحبت کردم که 11 عدد از اين مجسمه هاي کم ياب را از من مي خواست. او نظري در مورد مکان مخفي شدن مجسمه ها نداشت، فقط آنها جايي در دنياي بازي بودند...همين!!!...اين يک ماموريت خيلي بزرگ بود که طي آن بخش بزرگي از دنياي بازي بايد زير و رو مي شد و تازه وقتي من اين ماموريت را به پايان رساندم شخص ديگري در شهر امپراطوري از من خواست تا آنها را برايش بدزدم!!!
اين نوع از ماموريت هاي مرتبط به هم در همه جاي بازي وجود داشت. بعضي وقتها گيمر ها شايعاتي در مورد دزدي در شهرها مي شنوند و مواقع ديگر که از باران به داخل يک خانه اشرافي پناه مي برند ناگهان متوجه مي شوند که صاحب خانه به طور مرموزي ناپديد شده (که به هر حال اين کار را شما در زمان و مکاني ديگر انجام داده ايد)
شخصيت هايي که در ماموريت هاي مختلف وجود دارند کاملا مطابق شخصيت و موقعيتشان در دنياي بازي هستند. وقتي که گيمر ها ماموريت ها را به پايان مي رسانند، روي دنياي بازي هم تاثير مي گذراند. وقتي که يک مغازه دار مي ميرد مغازه ي او تعطيل مي شود. شهر ها با هم مي جنگند و خط ماموريت ها به خاطر اقدامات گيمر تغيير مي کنند.
در آغاز بازي بزرگي آن به شما احساس بازي، بازي هاي هميشه آنلاين را القا ميکند و گيمر مي تواند رشد کند و دنياي بازي را واقعا تغيير دهد. در واقع دامنه ي اختيارات شما هيچ وقت تمام نمي شود. بنابراين شما اگر مي خواهيد جستجو کنيد و چيزهاي جديد کشف کنيد، بازي اي که از آن صحبت مي شود بهترين انتخاب شماست.
تکنولوژي Tamriel
يکي از جذابيت هاي مهم بازي تکنولوژي به کار رفته در ساخت آن است.
گرافيک بسيار زيبا و صداي بسيار عالي ارزش بازي Oblivion را دو چندان کرده. شما مي توانيد به وارث امپراطوري کمک کنيد يا اينکه با انگيزه هاي شخصي خود پيش روي کنيد. شما در اين بازي واقعا نقش آفريني مي کنيد چيزي که خيلي از بازي هاي RPG اخير از آن غافل شده اند. اين بازي برعکس تمام بازي هاي MMORPG است که کاراکتر ها مثل علف در آنها سبز مي شوند و گيمر هاي ديگر آنها را ساخته اند و بازي را از آن انباشته کرده اند يا مثلا بازي هاي خطي ژاپني که در آنها شما بيشتر ناظر هستيد تا عامل.
گرافيک بازي از نظر تکنيکي و طراحي متحير کننده است. نورهاي پويا و کوه هاي طبيعي به راحتي دنياي آن را به دنياي بسيار زيبا تبديل کرده است و حتي در چيز هاي ديگر هم اين قدرت فوق العاده گرافيکي به چشم مي خورد. درخشش طلايي و گيج کننده ي خورشيد در هنگام غروب و ترسي که از راه رفتن آهسته در محل زندگي موجودات مخوف به گيمر دست مي دهد، رقص سايه ها در نور لرزان مشعل و ... همه و همه گواه قدرت گرافيکي اين بازي است.
متاسفانه، همه ي اين تکنولوژي پيش رفته احتياج به سيستم قدرتمندي دارد. به سيستم هاي ضعيف اصـــــــلا فکر نکنيد. اين سيستم ها ممکن است که بازي را اجرا کنند اما نمي توانيد آنرا به راحتي بازي کنيدو از بازي لذت ببريد. حتي به عنوان مثال با سيستم نسبتا قوي (AMD Athlon 3200+, 1GB Ram, Geforce 6800) هم من براي اينکه به فريم ريت خوبي برسم مجبور شدم رزولوشن را پايين بياورم و تعدادي از جلوه هاي گرافيکي را خاموش کنم.
خب از بحث گرافيک خارج مي شويم و به هوش مصنوعي مي پردازيم. شخصيت هاي بازي بر اساس زندگي متداول ما و نيازهاي اوليه کارهاي خود را انجام مي دهند و با ملاحظه ي اين وضعيت شما احساس بهتري از زنده بودن را در بازي تجربه مي کنيد.
اگر چه هوش مصنوعي بازي به باور پذيرتر شدن آن کمک شاياني مي کند اما هميشه اين وجه از بازي خوب به نظر نمي رسد. براي مثال شما مي توانيد به خانه ي ديگران وارد شويد و براي گفت و گو آنها را بيدار کنيد و البته وقتي آنها بيدار مي شوند طوري رفتار مي کنند که انگار هيچ اتفاقي نيفتاده. يکبار من مقدار خيلي زيادي غذا از خانه ي يک نفر دزديدم و ديدم که آنها براي پيدا کردن غذا به تکاپو و تقلي افتاده اند! وضعيت زنده بازي، من را براي محافظت دنياي آنها از Oblivion بيشتر تحريک کرد. البته بعضي وقتها هم شخصيت هاي بازي نسبت به رفتار ما به بن بست بر مي خورند و آن طور که بايد برخورد مناسبو طبيعي صورت نمي گيرد. نگهبانان ناگهان ظاهر مي شوند بدون اينکه کسي آنها را خبر کرده باشد، شايد البته موضوع از آنجا آب بخورد که يکي از آنها شما را هنگام باز کردن قفل در ديده است. هر چند شخصيت هاي بازي دوست داشتني هستند اما آنها براي حفظ جان خود تلاش چنداني نمي کنند.
مسئله ديگر اين است که در تمام اين دنياي به اصطلاح زنده شما حتي يک دستشويي هم نمي توانيد پيدا کنيد!
در Oblivion محيط اغلب آنطور که شما از کار خود انتظار داريد عکس العمل نشان مي دهد. اگر شما احساس خوبي نداشته باشيد شخصيت هاي بازي از وضعيت بيماري شما سوال مي کنند و يا شخصيت هاي بازي شما مانند يک قهرمان با شما برخورد مي کنند اگر فقط يک بار آنها را از خطر دروازه هاي Oblivion و نابودي دنيا نجات داده باشيد. در بعضي موقعيت ها شخصيت ها از شما و شمشيرتان مي ترسند و يا اگر از آنها دزدي کنيد آنها نگهبانان را براي دستگيري شما فرا مي خوانند. نکته ديگر اينکه واقع گرايانه بودن و باور پذير بودن هميشه جالب نخواهند بود. شما آزاديد که هر کاري را انجام دهيد اما آيا تا به حال سعي کرده ايد در منطقه ي حفاظتي يکي از نگهبان ها وقتي مستقيم دارد به شما نگاه مي کند جيب او را بزنيد؟
البته نظر به اينکه همه ي اين مشکلات در اين بازي وجود دارد اما به طور شگفت آوري شما نمي توانيد مشکلات بيشتري در بازي پيدا کنيد.
کنترل بازي هم بيشتر به نظر مي آيد که براي XBOX360 طراحي شده تا براي سيستم هاي PC و واقعا چرا تنظيمات کنترل به آن راحتي و خوبي که بايد طراحي نشده؟ يا مثلا چرا من نمي توانم هر کليدي را که مي خواهم براي اينونتوري خود قرار دهم؟ يا مثلا چرا نقشه را نمي توانم به صورت تمام صفحه در آورم؟
در بعضي مواقع هم باگ هايي در بازي رخ مي دهد و ذکر اين نکته هم لازم است که بازي با کارت هاي گرافيکي سري FX مشکل دارد، يا در بعضي مواقع کرش مي کند و به محيط Desktop بر ميگردد. در مورد انيميشن ها هم ترجيحا صحبت نمي کنم و کشف بقيه مشکلات را به عهده شما ميگذارم... موارد موجود در Oblivion از تمام بازي هاي RPG قبلي بهتر است و ساخت بازي به بهترين وجه صورت گرفته است کيفيت داستان و عکس العمل هاي شخصيت ها.
از مبارزات نفس گير تا پيدا کردن جزييات ريز در بازي. باز کردن قفل ها، سيستم کيمياگري و عاقبت ساخت جادوهاي شخصي و آموزش تمام رنگي بازي با فايل PDF، تمام کتاب هاي بازي را شما مي توانيد بخوانيد و در نهايت همه ي اين چيز ها با هم آميخته شده اند تا Oblivion را براي مدت هاي مديد به يکي از بهترين و ماندني ترين و طولاني ترين بازي ها تبديل کند.
البته نداشتن بخش مولتي پلير براي بازي اي به اين بزرگي کمي ناراحت کننده است.
و در نهايت عظمت Oblivion
با تمام نظرات فوق براي من خيلي سخت است که خودم را در مقابل Oblivion کنترل کنم و واقعا سخت است که بازي RPG را در حد و اندازه Oblivion بتوانيم پيدا کنيم.
خالقان Bethesda دنياي بي نظير و بسيار زيبايي را خلق کرده اند و دنيايي باورنکردني را براي لذت بردن از اوقات بيکاري براي شما فراهم کرده اند پس مطمئن باشيد که بعد از خريد بازي مدت ها احتياجي به بازي هاي ديگر نداريد
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم تیر ۱۳۸۹ ساعت 17:9 توسط mo30
|