نقد بازی Half-Life 2: Episode One
کمابيش با نام بازي جاودانه Half-Life 2 آشنا هستيم. اين بازي که به فاصله 6 سال از نسخه اول ، با دقت و وسواس خاص تيم بازي سازي شرکت Valve و با تاخير روانه ي بازار شد عنوان برترين بازي سال 2004 را از آن خود کرد. کمتر گيمر حرفه اي هم پيدا مي شود که اين شاهکار را بازي نکرده باشد. Half-Life اول بيشتر از اينکه بخاطر تاريخ سازي اش مشهور باشد ، به دليل اينکه استاندارد هاي معمول سبک اکشن اول شخص شوتر (First Person Shooter) را دگرگون کرد و اصولي را بنا نهاد که بعدا" اگر بازي اول شخص شوتر ي مي خواست موفق باشد بايد از آن اصول پيروي مي کرد. گاهي اين اصول در وجه هجوآميز خود به مانند آنچه در سري Serious Sam ديديم به مضحکه اي تبديل مي شد و گاهي بعضي از اين استانداردها ضامن موفقيت يک بازي نام مي گرفت. همانطور که گفتيم تيم بازيسازي Valve بعد از حدود 6 سال کار بر روي Half- Life 2 و با تاخيري که حسابي طرفداران اين سري بازي را عذاب داد ، Half-Life 2 را روانه ي بازار کرد که با موفقيتهاي بسيار چه در استقبال از اين بازي توسط عموم گيمر ها و چه در جبهه منتقدين سر و پا مسلح (!) روبرو شد. نسخه دوم ديگر قصد تعريف اصول را بمانند نسخه اول نداشت بلکه آمده بود تا قدرت بي نظير موتور فيزيکي Source Engine را به اثبات برساند. مطمئن باشيد بيشتر از آنکه روند بازي ، روايت داستاني جذاب و گرافيک بشدت سينمايي اين بازي نقش برگ برنده Valve را ايفا کند ، فيزيک بي نظير بازي کار خودش را کرده بود.
بعد از مدتي که از عرضه اين نسخه گذشت يک دموي قابل بازي کردن به نام Lost Coast منتشر شد که ربط زيادي به داستان هاف لايف 2 نداشت و بيشتر هدفي براي نشان دادن توانايي هاي سورس انجين در پردازش گرافيک و سايه زني ها بود. پس از اينکه چند ماه گذشت ، بيشتر گيمر ها تصور کردند که نکند براي هاف لايف بعدي بايد باز هم 6 سال صبر کنيم؟ تازه اگر دقت و وسواس والو در ساخت اين بازي و عرضه دايرکت ايکس 10 را در نظر بگيريم ممکن است اين زمان به بيشتر از 6 سال هم افزايش يابد! اما والو در برابر اين پرسش ها اعلام کرد که يک Expansion Pack جديد به نام Aftermath را تا پايان سال 2005 روانه بازار خواهد کرد. انتظار ها کم کم داشت به سر مي رسيد که جريان اختلافات والو با Universal Vivendi ، ناشر اين بازي به ميان کشيده شد و پس از جايگزين شدن EA بجاي Vivendi ، يک بمب خبري ديگر در پيش بود. هاف لايف جديد در سه قسمت به نام هاي Episode One ، Episode Two و Episode Three و بر روي شبکه آنلاين Steam عرضه خواهند شد! مشخصا" قصد والو از اين کار ، جلوگيري از انتظار بيش از حد طرفداران و شروع اعتراض ها بوده است. والو مطمئن است که عرضه ي اين 3 قسمت در وقفه اي 6 ماهه بعد از عرضه هر قسمت ، ترفند مناسبي براي راضي نگه داشتن طرفداران و منتقدان است. اما اين روش معايب و مزاياي ديگري هم دارد که در نقدمان از اين بازي به آنها خواهيم پرداخت...
قسمتي براي نشان دادن ابعاد بعدي واقعه: شايد شما هم در اينکه هاف لايف 2 پاياني بسيار اعصاب خورد کن داشت با ما هم نظر باشيد. پايان هاف لايف 2 مصادف مي شد با يک انفجار بزرگ در مقر اصلي فرماندهي G-Man (ساختمان Citadel) و ظاهر شدن بدون پيش بيني Credit اين بازي ، سرنوشت گوردون و اليکس را براي ما بصورت يک پرسش بزرگ مطرح مي کرد ، اما از آنجا که هيچ کاري از والو بي دليل انجام نمي شود با شروع Episode One برايمان مشخص مي شود که والو قصد مانور بيش از حد بر روي وقايعي را دارد که بعد از آن انفجار پاياني هاف لايف 2 ، به ذهن هيچ گيمري خطور نمي کرد. اين وقايع به ترتيب نسبتا" مناسبي از همديگر در Episode One بازگو مي شوند تا روند بازي شکل قبلي خود در هاف لايف 2 را بازيابد...
با شروع Episode One مشخص مي شود که اليکس و گوردون توسط استاکر ها از آن انفجار بزرگ جان سالم به در برده اند. اليکس به کمک Dog (روبات دست آموز مکانيکي خود) گوردون را در زير خرابه هاي ساختمان Citadel مي يابد و روند بازي شروع مي شود! ممکن است از اين جمله تعجب کنيد ولي هر چقدر هم تلاش کنيد و سراغي از داستان در اپيزود اول بگيريد به مانند ما کمتر به نتيجه مي رسيد. اگر فکر مي کنيد روند رفتن گوردون و اليکس به نيروگاه زيرزميني ، از کار انداختن هسته ي مرکزي نيروگاه براي نجات دادن City 17 از عواقب انفجار و چگونگي رسيدن گوردون و اليکس به نيروگاه و سپس رفتن به ايستگاه قطار قسمتي از داستان بسيار پيچيده هاف لايف است کاملا" در اشتباهيد. اگر کل وقايع اپيزود يک را مبناي اين مورد بگيريم که در اين قسمت ، حداقل با کمي از داستان پيچيده اين سري بازي آشنا مي شويم به هيچ نتيجه اي نمي رسيم. مطمئن باشيد نشان دادن حوادث بعد از انفجار ساختمان فرماندهي ، چهره ي خشک و پوسيده شهر که به يک بيابان زباله هاي الکترونيکي مي نماياند و لوکيشن هاي بعضا" تکراري که قبلا" در هاف لايف 2 ديده بوديم همگي در خدمت اين هدف قرار گرفته اند که روند بازي براي ادامه دادن هاف لايف 2 موجود باشد! فقط هرز گاهي مي توان به روايت داستان نسبتا" خوب موجود که در ديالوگ هاي اليکس مي توان از آن سراغ گرفت بسنده کرد. بعضي عوامل بهبود يافتند ، بعضي ثابت مي مانند و بعضي تکرار نمي شوند!
در مورد داستان که صحبت کرديم. حال به بحث گرافيکي و زيرمجموعه هاي اين مورد بپردازيم. گرافيک اپيزود اول دقيقا" همان چيزي است که طرفداران انتظار داشتند يعني همان گرافيک بهينه سازي شده هاف لايف 2 در دموي Lost Coast که قبلا" ارائه شده بود. پيوندي که در نورپردازي و سايه زني اين قسمت مي بينيم را شايد تاکنون مشاهده نکرده ايم. خوشبختانه اگر بخواهيم براي مورد مثال بزنيم واقعا" دچار مشکل خواهيم شد زيرا در جاي جاي بازي اين دو مورد بخوبي رعايت شده اند. براي تجسم بهتر سايه ي اليکس در محيط بيروني و در هنگامي که از طريق مانيتور با پدرش صحبت مي کند را با موقعي مقايسه کنيد که در محيط داخلي نيروگاه و در حالي که چراغ روشنايي بالاي اتاق واقع است و وي با دستگاه کار مي کند و در آنجاست که متوجه حضور عامل ناپيداي ذرات محيطي موجود در محيط بيروني و کار بسيار زيباي کارگردان هنري اين بازي که حساب ذرات گرد و غبار بعد از انفجار ساختمان Citadel را هم کرده است مي شويد. ديگر موردي که بايد به آن اشاره کنيم انيميشن/حالت هاي چهره و ويژگي هاي سينماتيک موجود در گرافيک بازي است. اگر دموي Lost Coast را بازي کرده باشيد متوجه شباهت بيش از حد فن آوري که در تصويرگري چهره آن ماهيگيري که در ساحل گمشده ديديد با شخصيت G-Man در ابتداي اپيزود اول مي شويد. اگر چهره G-Man در ابتداي هاف لايف 2 را بخاطر بياوريد متوجه تفاوت هايي خواهيد شد. واقعيت اينست که HDR Rendering در Lost Coast و اپيزود اول بخوبي بهينه سازي شده و اين بهينه سازي تا به آنجايي پيشرفت کرده که نه تنها گرافيک بازي را پايين نياورده ، بلکه گرافيک را براي کارت گرافيک هاي ضعيف به گونه اي تعريف کرده است تا گرافيک محيط هاي بازي در کارت گرافيک هاي ضعيف تر هم کيفيت خود را به آن صورت از دست ندهد و قابل پردازش باشد. از طرف ديگر حالات و انيميشن چهره شخصيتهاي بازي ، کيفيت بهتري پيدا کرده و اين مورد در کارت هاي گرافيکي قوي قابل تشخيص و مشاهده است. يکي از دوستان در باب گرافيک سينماتيک بازي گفته بود مانند اين است که داريد يک فيلم سينمايي را بازي مي کنيد! خوشبختانه حقيقت هم جز اين نيست. حرکات Dog و اليکس در طول بازي آنقدر نرم و طبيعي به نظر مي رسند که جايي براي صحبت بيشتر باقي نمي گذارند. مثلا" اگر صحنه اي را بياد بياوريد که با اليکس در بيرون از نيروگاه مشغول پيدا کردن وسيله اي براي رفتن به داخل نيروگاه مي گرديد و Dog ناگهان يک اتومبيل را از ميان زباله ها پرتاب مي کند ، شما جا خالي مي دهيد و اليکس که از اين اتفاق شوکه شده ، Dog را مورد سرزنش قرار مي دهد ؛ واقعا" به سينماتيک بودن فضاسازي بازي پي خواهيد برد. البته موارد قابل ذکر براي اين مورد به وفور در اين بازي يافت مي شوند.
يادتان نرود که صداگذاري خوب در اين مورد بي تاثير نبوده است. در موقعي که با آسانسور پايين مي رويد اليکس بعد از ديدن تکه آهن هايي که در حال ريزش هستند بخوبي شما را از خطر پيش آمده مطلع مي کند. فرياد هاي وي و حرکاتش در حالي که در محفظه ي بچه استالکر ها گير افتاده و بايد نجاتش دهيد بيش از حد طبيعي و واقع گرايانه نمود پيدا مي کنند. متاسفانه آنچنان که از اين بازي هم برمي آيد جناب گوردون فريمن هنوز هم نمي خواهد زبان باز کند و کمي در مکالمات بازي از گفته هاي ارزشمند خود ، ما را بهره مند سازد! احتمالا" اگر اين اتفاق به وقوع بپيوندد از تمام داستان هاف لايف سر در خواهيم آورد. معلوم نيست طراحان بازي در والو اين مورد را به پايان کلي اين سري بازي موکول کرده اند يا بالاخره در ميان يکي از قسمت هاي بعدي اين مورد محقق خواهد شد. بطور حتم براي جذابيت بيشتر داستان و کامل شدن روند شخصيت پردازي ، برآورده شدن اين مورد ضروري به نظر مي رسد.
انتظار نداشته باشيد سلاح هايي که در طول بازي بدست مي آوريد متنوع باشند آن هم در حالي که فقط يک نوع دشمن جديد به بازي اضافه شده است! اين دشمنان جديد همان زامبي هاي معروف هستند ولي با اين تفاوت که مانند زامبي هاي قبلي شتاب حرکتي شان کم نيست ، به طرفتان مي دوند و وقتي دو تير به آنها بزنيد عصباني شده و در يک حرکت انتحاري گونه ، ضامن نارنجک را مي کشند و به طرف شما حمله مي کنند ! شايان ذکر است در صورت عدم برخورد به موقع با چنين خطري ، بايد صبر زيادي براي انتظار بخاطر لودينگ طولاني CheckPoint قبلي داشته باشيد!! اگر در طول بازي شاتگان يا اسلحه خودکار بدست آورديد مطمئن باشيد که آنقدر مهماتشان کم پيدا هستند که براي مقابله با دشمنان گوناگون ، همان اسلحه جاذبه به عنوان بهترين گزينه باقي مي ماند. خالي بودن جاي وسيله نقليه بشدت احساس مي شود ، بخصوص وقتي بدانيد وسايل نقليه موجود در هاف لايف 2 تنها عواملي بودند که در روند بازي يک تنوع خوب ايجاد مي کردند و از تکراري شدن مراحل جلوگيري مي نمودند. همانگونه که در عنوان اشاره کرده ام "بعضي عوامل بهبود يافتند ، بعضي ثابت مي مانند و بعضي تکرار نمي شوند". همانطور که حتما متوجه شده ايد منظورمان از اين عوامل ، عوامل موفقيت است.
يک First Person Thrower اصيل و شايد تاريخ ساز! هاف لايف 2: اپيزود يک بيشتر از آنکه يک FPS مدرن به نظر بيايد يک FPT مدرن است! دليل جالب اين مورد را هم فقط و فقط در جريان روند بازي مي توانيد تشخيص دهيد. روند بازي در يک مورد خلاصه شده است و آن استفاده از اسلحه جاذبه در جهت هر کاري است که به ذهنمان نمي آيد. اسلحه جاذبه مي تواند گوي هاي انرژي را بگيرد و با قرار دادن آنها در دستگاه ، پل هايي را پيش روي شما قرار دهد ؛ اسلحه جاذبه مي تواند وقتي باراني از اشياي فلزي بر سرتان مي بارد ، جان شما و اليکس را نجات داده و اشيا را به اطراف پرتاب کند ، اسلحه جاذبه نوع دشمن نمي شناسد و از سرباز هاي کمباين گرفته تا استالکر ها را گرفته و به اعماق دره ي نيروگاه زيرزميني شهر پرتاب کند ، در گاراژ و مقابله با سيل انبوه دشمنان ، فقط اسلحه جاذبه است که مي تواند سه اتومبيل را در روي سوراخها بگذارد تا از افزايش دشمنان جلوگيري کند و ... . مي بينيم که اسلحه جاذبه جايگزين خوبي براي شاتگان و اسلحه خودکار که مهماتشان در کل بازي ناياب هستند مي باشد. اما در اين بين طراحان قسمت اکشن بازي يک مورد را از ياد برده اند. اينکه سبک يک بازي با چنين مشخصاتي اول شخص پرتابي (!) مي شود نه اول شخص شوتر! متاسفانه تاکيد بيش از حد سازندگان براي نشان دادن فيزيک بازي به وسيله اسلحه جاذبه باعث شده که روند بازي پيشتر از آنکه متنوع و جذاب به نظر برسد و به مانند هاف لايف 2 يکي از عوامل موفقيت بازي نام بگيرد ، تکراري ، خشک و انعطاف ناپذير و يکي از عوامل منفي بازي در ذهن يک منتقد جلوه کند. البته اگر عاشق گرفتن اجسام و پرت کردن آنها به اين طرف و آن طرف باشيد مسلما" روند بازي در نظرتان شاهکار خواهد بود!
ديگر ايرادي که در سايت GameSpot طرفداران و منتقدين از آن گلايه مند بودند کوتاهي بيش از حد اين بازي است. اپيزود اول را مي توان در کمتر از 5 ساعت هم تمام کرد، البته اگر Expansion بودن اين بازي را در نظر آوريم اين حداقل زمان مفيدي بود که براي تمام کردن يک چنين بازي لازم است. البته ايراد هاي ديگري هم به بازي وارد است که منتقدان با توجه به ايراد هاي قبلي ، آنها را از ياد برده اند. از جمله اينکه شارژ اسلحه جاذبه براي اتمام يک Capture از 6 کپچر بازي هم جوابگو نيست و هميشه بايد به دنبال دستگاه شارژ کننده باشيد و زماني که در جستجوي دستگاه شارژ و شارژ شدن اسلحه جاذبه مي گذرد به افزايش زمان تمام کردن کلي بازي کمک کرده است و باعث شده اپيزود اول طولاني تر از آنچه که هست به نظر برسد. از طرف ديگر جايگاه هاي بازيابي توان و بسته هاي انرژي ، به قدري در گوشه و کنار مراحل و به وفور يافت مي شوند که به روند بازي نقيصه اي غيرقابل جبران وارد کرده اند و آن آسان شدن بيش از حد اپيزود اول است. در قسمتي از بازي که گوردون در محفظه ي حامل بچه استالکر ها را مي شکند و از آن به بيرون مي پرد ، اگر کمي منتظر بمانيد در کمال تعجب مشاهده مي کنيد که اليکس چگونه بر روي سر گوردون فرود ميايد و اين مورد گوياي وجود سوتي هاي برنامه نويسي و اشکالات موتور فيزيکي اين بازي است که البته به دليل اينکه زرق و برق مراحل زياد است خيلي به چشم نمي آيند. اگر باز هم به گوشه و کنار مراحل دقيق شويم مي توانيم ايراد هاي ديگر اپيزود اول را بيشتر و بهتر بشناسيم ، ايراد هايي که نشان مي دهد که والو ، گيمر هاي خوبي را براي تست کردن اين بازي انتخاب نکرده است و اين مورد حکايت از شتاب زدگي در روند ساخت اپيزود اول دارد.
اپيزود بعدي ، وقايعي که باز هم حسابشان را نکرده ايم: هاف لايف 2: اپيزود دوم در ليست بازي هايي که EA امسال منتشر مي کند جايي ندارد. شايد اين بازي در نيمه اول 2007 منتشر شود ، شايد هم ديرتر! ديگر به بد قولي هاي Valve عادت کرده ايم! زمزمه هايي هم به گوش مي رسد مبني بر اينکه Valve در تلاش است اپيزود سوم را براي عرضه در اواخر 2007 يا کريسمس 2008 آماده کند ولي قدر مسلم هنوز هيچ چيزي تاييد اساسي نشده است. تريلري هم از اپيزود دوم منتشر شده که اليکس را در حالي که نشان مي دهد که دستش به ميله اي است و در آستانه ي سقوط از پرتگاهي قرار دارد و در همان اوضاع ناگوار گوردون را صدا مي زند ، در ادامه جسم ظاهرا" بي جان وي بر روي تخته سنگي گذارده مي شود ، در محيط جنگل اطرف City 17 هستيم ، دورنماي City 17 زياد خوب به نظر نمي رسد و نشان از اتفاقاتي ديگر دارد... . بايد صبر کرد و با پايان اين سريال خواهيم ديد که Valve برگ برنده اش را براي طرفداران و منتقدين آشکار خواهد کرد؟ اين برگ برنده چيزي نيست جز داستان پيچيده و جذاب سري هاف لايف...
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم تیر ۱۳۸۹ ساعت 17:4 توسط mo30
|